تبلیغات
قران و اهل البیت علیه السلام - اظهار نظر یك‌ غربی‌ تازه‌ مسلمان در پیرامون ‌ شگفتی ‌های‌ قرآن‌ كریم‌ بخش 1
قران و اهل البیت علیه السلام

 نویسنده‌: گری‌ میلر

 مترجم‌: حامد دردشتیان‌

خوش‌تر آن‌ باشد كه‌ سرّ دلبران‌                    گفته‌ آید در حدیث‌ دیگران‌

گری میلر یک تازه مسلمان شده است که دراین مقاله اثبات میکند کشف اتم که در علوم تحول خاصی ایجاد کرد,  قرن ها پیش در قرآن ذکر شده است! در صورتی که در نگاه غیر مسلمانان هیچ کس انتظار ندارد که در یک کتاب قدیمی به این مساله اشاره شده باشد...
و این نشانگر این است که قرآن نه تنها قدیمی نشده بلکه هر چقدر تکنولوژی پیشرفت میکند توجه بشر بیشتر به عمق قرآن معطوف میشود...
برای مشاهده ی ادامه ی مقاله بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...

 قرآن‌، نه‌ تنها توسط‌ مسلمانانی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ آن‌ یك‌ فهم‌ اجمالی‌ داشته‌ و سپس‌ مجذوب‌ آن‌ شده‌اند، حیرت‌انگیز نامیده‌ شده‌، بلكه‌ توسط‌ غیر مسلمانان‌ نیز به‌ همین‌ عنوان‌ ملقب‌ گشته‌ است‌. در حقیقت‌، حتی‌ افرادی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ نظر منفی‌ داشته‌اند نیز آن‌ را شگفت‌آور می‌خوانند.

 آنچه‌ غیرمسلمانانی‌ كه‌ این‌ كتاب‌ را اجمالاً بررسی‌ كرده‌اند، حیرت‌زده‌ كرده‌ این‌ است‌ كه‌ قرآن‌ چنان‌ كه‌ انتظار نداشته‌اند بر ایشان‌ نمایان‌ گشته‌ است‌.

 مفروض‌ آنان‌ چنین‌ است‌ كه‌ یك‌ كتاب‌ قدیمی‌ را كه‌ از چهارده‌ قرن‌ پیش‌ و از بیابان‌ عربی‌ آمده‌ پیش‌رو دارند؛ لذا انتظار دارند برخی‌ چیزها را با دیدگاه‌ یك‌ كتاب‌ قدیمی‌ از این‌ بیابان‌ بنگرد و سپس‌ دریافتند كه‌ همواره‌ برخلاف‌ انتظارشان‌ بوده‌ است‌.

 مضافاً، از مفروضات‌ اولیه‌ مردم‌ چنین‌ است‌ كه‌ یك‌ كتاب‌ قدیمی‌ كه‌ از بیابان‌ آمده‌ لاجرم‌ باید درخصوص‌ بیابان‌ سخن‌ بگوید. البته‌ قرآن‌ از بیابان‌ سخن‌ گفته‌ است‌ و برخی‌ عباراتش‌ بیابان‌ را توصیف‌ می‌كند. اما همچنین‌ درخصوص‌ دریا نیز می‌گوید، آنچنان‌ كه‌ گویی‌ در میان‌ یك‌ طوفان‌ در میان‌ دریا بوده‌ است‌.

 چند سال‌ قبل‌ در تورنتو داستانی‌ به‌دست‌ من‌ رسید درباره‌ مردی‌ كه‌ در دریانوردی‌ بازرگانی‌ به‌سر می‌برد و زندگیش‌ در دریا سپری‌ شده‌ بود. یك‌ مسلمان‌ ترجمه‌ای‌ از قرآن‌ را برای‌ مطالعه‌ به‌ او داد. آن‌ دریانورد هیچ‌ چیز درباره‌ تاریخ‌ اسلام‌ نمی‌دانست‌ اما به‌ خواندن‌ قرآن‌ علاقه‌مند شده‌ بود. هنگامی‌ كه‌ مطالعه‌ آن‌ را به‌ اتمام‌ رسانید، به‌ آن‌ مسلمان‌ بازگرداند و پرسید: «این‌ محمد(ص‌) یك‌ دریانورد بود؟» او مجذوب‌ چگونگی‌ توصیف‌ قرآن‌ از طوفان‌ دریایی‌ شده‌ بود.

 هنگامی‌ كه‌ به‌ او گفته‌ شد: «خیر، در حقیقت‌ محمد(ص‌) در بیابان‌ زندگی‌ كرده‌ است‌»، این‌ برای‌ وی‌ كافی‌ بود و درجا اسلام‌ آورد. او به‌ شدت‌ مجذوب‌ این‌ توصیف‌ قرآن‌ گشته‌ شده‌، زیرا خود در طوفانی‌ در یك‌ دریا به‌سر برده‌ بود، و می‌دانست‌ هركس‌ كه‌ این‌ توصیف‌ را نوشته‌ است‌، حتماً در یك‌ طوفان‌ دریایی‌ به‌سر برده‌ است‌. این‌ توصیف‌: «یك‌ موج‌، بالای‌ آن‌ موج‌ دیگر و بالای‌ آن‌ نیز ابرها»، به‌ مثابه‌ تصور یك‌ فرد از طوفان‌ دریایی‌ نیست‌، بلكه‌ نگاشته‌ كسی‌ است‌ كه‌ دقیقاً می‌داند طوفان‌ دریایی‌ چگونه‌ است‌. این‌ یك‌ مثال‌ مبین‌ این‌ است‌ كه‌ قرآن‌ به‌ زمان‌ و مكان‌ خاصی‌ متعلق‌ نیست‌.

 بدون‌ تردید، چنین‌ به‌ نظر نمی‌رسد كه‌ نظریات‌ علمی‌ ارائه‌ شده‌ در آن‌، محصول‌ بیابان‌ چهارده‌ قرن‌ پیش‌ باشد.

 قرن‌ها پیش‌ از آغاز پیامبری‌ رسول‌ اسلام‌، یك‌ نظریه‌ درخصوص‌ اتم‌شناسی‌ یافت‌ می‌شد كه‌ توسط‌ دموكریتس‌ (Democritus) ، فیلسوف‌ یونانی‌، متكامل‌ گشته‌ بود. او و مردم‌ چنین‌ فرض‌ می‌كردند كه‌ ماده‌ از ذرات‌ ریز، پایا و تفكیك‌ناپذیر تشكیل‌ شده‌ كه‌ اتم‌ نام‌ گرفته‌اند. اعراب‌ نیز در عمل‌ آن‌ را در مفهوم‌ مشابهی‌ به‌ كار می‌بردند؛ در حقیقت‌ لغت‌ عربی‌ «ذره‌» معمولاً متوجه‌ ریزترین‌ جزء شناخته‌شده‌ برای‌ بشر بوده‌ است‌.

 اكنون‌ علم‌ جدید كشف‌ كرده‌ كه‌ این‌ كوچكترین‌ جزء ماده‌ (یعنی‌ اتم‌ها، كه‌ همگی‌ واجد ویژگی‌های‌ یكسانی‌ به‌عنوان‌ اركان‌ ماده‌ بودند) قابل‌ تجزیه‌ به‌ اجزاء تشكیل‌ دهنده‌ خود است‌.

 این‌ یك‌ ایده‌ جدید است‌، پیشرفتی‌ از قرن‌ اخیر. اكنون‌، جالب‌ است‌ كه‌ این‌ اطلاعات‌ همواره‌ در قرآن‌ مندرج‌ بوده‌ كه‌ چنین‌ بیان‌ كرده‌ است‌: «او (الله‌) از وزن‌ ذرات‌ در زمین‌ و آسمان‌ها و حتی‌ از هر چیز ریزتر از آن‌ و... آگاه‌ است‌...» (سوره‌ یونس‌ 10 - آیه‌ 61)

 بدون‌ تردید، چنین‌ بیانی‌ برای‌ چهارده‌ قرن‌ قبل‌، بویژه‌ برای‌ یك‌ عرب‌، غیرعادی‌ تلقی‌ می‌شده‌ است‌. برای‌ او ذره‌ ریزترین‌ چیز در آنجا بود. براستی‌، این‌ دلیلی‌ نیست‌ بر اینكه‌ قرآن‌ كهنه‌ نشده‌ است‌؟

 مثال‌ دیگر اینكه‌، هركسی‌ توقع‌ دارد درمان‌ها و معالجات‌ یك‌ كتاب‌ كهن‌ كه‌ به‌  موضوع‌ بهداشت‌ یا پزشكی‌ پرداخته‌ است‌، منسوخ‌ شده‌ باشد. منابع‌ مختلف‌ تاریخی‌ مبین‌ این‌ مطلبند كه‌ پیامبر اسلام‌ توصیه‌هایی‌ درباره‌ سلامتی‌ و بهداشت‌ ارائه‌ داده‌، درحالی‌كه‌ اغلب‌ بخش‌های‌ توصیه‌ در قرآن‌ موجود نیست‌. در اولین‌ نگاه‌ برای‌ غیرمسلمانان‌ چنین‌ می‌نماید كه‌ از روی‌ غفلت‌ حذف‌ شده‌ باشد. آنها نمی‌توانند درك‌ كنند چرا «الله‌» چنین‌ اطلاعات‌ سودمندی‌ را به‌ قرآن‌ منضم‌ نكرده‌ است‌. برخی‌ مسلمانان‌ سعی‌ می‌كنند این‌ فقدان‌ را با استدلال‌ ذیل‌ توضیح‌ دهند:

 «اگرچه‌ توصیه‌ پیامبر درست‌ و قابل‌ اجرا برای‌ زمان‌ حیات‌ ایشان‌ بوده‌ است‌، الله‌ (جل‌ جلاله‌)، می‌دانست‌ پیشرفت‌های‌ بعدی‌ پزشكی‌ و علمی‌ برخی‌ توصیه‌های‌ پیامبر را كهنه‌ خواهد ساخت‌. وقتی‌ كشفیات‌ جدید رخ‌ داد، شاید مردم‌ بگویند چنین‌ اطلاعاتی‌، ناقض‌ آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ پیامبر آورده‌ است‌. لذا، چون‌ الله‌ هرگز چنین‌ فرصتی‌ را برای‌ غیرمسلمانان‌ ایجاد نخواهد كرد تا ادعا كنند كه‌ قرآن‌، خودش‌ و یا آموزه‌های‌ پیامبر را نقض‌ كرده‌ است‌، در قرآن‌ فقط‌ اطلاعات‌ و مثال‌هایی‌ كه‌ در برابر آزمون‌ زمان‌ تاب‌ مقاومت‌ بیاورند، قرارداده‌ است‌».

 هرچند، وقتی‌ كسی‌ واقعیات‌ دقیق‌ قرآن‌ را در شرایط‌ ایجاد آن‌ به‌عنوان‌ یك‌ وحی‌ الهی‌ بررسی‌ می‌كند، محتوای‌ كامل‌ به‌ آرامی‌ در جایگاه‌ شایسته‌اش‌ قرار می‌گیرد و خطا در چنین‌ احتجاجی‌، شفاف‌ و قابل‌ درك‌ می‌شود. این‌ بایستی‌ فهمیده‌ شود كه‌ قرآن‌ یك‌ وحی‌ الهی‌ است‌ و بدین‌ ترتیب‌ همه‌ اطلاعات‌ آن‌ منشاء الهی‌ دارند. «الله‌» قرآن‌ را از سوی‌ خویش‌ وحی‌ كرد. این‌ كلام‌ الله‌ است‌ كه‌ بیش‌ از خلقت‌ وجود داشته‌ است‌ و لذا چیزی‌ نمی‌تواند از آن‌ كم‌، اضافه‌ و یا جابه‌جا شده‌ باشد. در اصل‌، قرآن‌ پیش‌ از پیامبر(ص‌) وجود داشته‌ و تكمیل‌ شده‌ است‌، پس‌ امكان‌ ندارد متضمن‌ كلام‌ و یا نصایح‌ پیامبر باشد. گنجاندن‌ چنین‌ مطالبی‌ به‌ وضوح‌ ناقض‌ مقصود از ایجاد آن‌ می‌شود، اقتدارش‌ را به‌ خطر می‌اندازد و آن‌ را از جهت‌ وحی‌ الهی‌ نامعتبر جلوه‌ می‌دهد.

 بنابراین‌ و  در قرآن‌ نه‌ «درمان‌های‌ خانگی‌»

 (Home Remedies)  وجود داشت‌ تا كسی‌ بتواند ادعا كند كه‌ منسوخ‌ و كهنه‌ شده‌ است‌ و نه‌ مشتمل‌ بر هرگونه‌ دیدگاه‌ بشری‌ در رابطه‌ با اینكه‌ چه‌ چیز برای‌ سلامتی‌ مفید است‌، كدام‌ غذا برای‌ خوردن‌ بهتر است‌ یا اینكه‌ چه‌ چیزی‌ آن‌ بیماری‌ها را درمان‌ می‌كند، بود.

 در حقیقت‌، قرآن‌ تنها به‌ یك‌ قلم‌ در رابطه‌ با درمان‌ پزشكی‌ اشاره‌ كرده‌ و آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ مناقشه‌ای‌ درمورد آن‌ نیست‌. قرآن‌ بیان‌ می‌كند كه‌ در عسل‌ شفا وجود دارد و بدون‌ تردید، فكر نمی‌كنم‌ كسی‌ در این‌ باره‌ تردیدی‌ داشته‌ باشد!

 اگر كسی‌ فرض‌ كند كه‌ قرآن‌ محصول‌ ذهن‌ بشر است‌، پس‌ انتظار این‌ است‌ كه‌ در آن‌ برخی‌ از آنچه‌ در ذهن‌ انسان‌ مؤلف‌ نقش‌ بسته‌ منعكس‌ باشد. در واقع‌ اندك‌ است‌ دانش‌نامه‌ و یا كتب‌ مختلفی‌ كه‌ به‌طور كنایه‌ ادعا كرده‌اند قرآن‌ محصول‌ توهماتی‌ است‌ كه‌ محمد(ص‌) دستخوش‌ آن‌ شده‌ است‌. اگر این‌ ادعاها درست‌ و قرآن‌ واقعاً از مسائل‌ روان‌شناختی‌ در ذهن‌ حضرت‌ محمد(ص‌) نشأت‌ گرفته‌ باشد، پس‌ گواه‌ این‌ ادعا بایستی‌ در قرآن‌ نمایان‌ باشد.

 آیا در قرآن‌ چنین‌ گواهی‌ هست‌؟ به‌ منظور تعیین‌ بود و نبود چنین‌ چیزی‌، فرد ابتدا باید چیزهایی‌ را كه‌ در آن‌ زمان‌ در ذهن‌ وی‌ واقع‌ شده‌، شناسایی‌ كند و سپس‌ به‌ دنبال‌ این‌ افكار و بازتاب‌های‌ آنها در قرآن‌ بگردد.

 این‌ یك‌ اتفاق‌نظر علمی‌ است‌ كه‌ محمد(ص‌) زندگانی‌ بسیار مشكلی‌ داشته‌ است‌. همه‌ دخترانش‌ بجز یك‌ نفر پیش‌ از خودش‌ از دنیا رفتند  و او همسری‌ نسبتاً مسن‌ داشت‌ كه‌ برایش‌ عزیز و مهم‌ بود و همواره‌ همراه‌ او بود تا اینكه‌ در یك‌ دوران‌ بسیار بحرانی‌ زندگی‌ وی‌، از دنیا رفت‌. واقعاً او یك‌ زن‌ راستین‌ بود زیرا هنگامی‌ كه‌ اولین‌ وحی‌ بر نازل‌ شد، ترسان‌ به‌ سوی‌ منزل‌ وی‌ دوید. بدون‌ تردید، حتی‌ امروزه‌ باید به‌ سختی‌ جست‌وجو كرد تا عربی‌ را یافت‌ كه‌ بگوید: «من‌ آنقدر ترسیده‌ بودم‌ كه‌ برای‌ پناه‌ بردن‌ به‌ همسرم‌ به‌ خانه‌ دویدم‌». آنها قطعاً چنین‌ راهی‌ را نمی‌گزینند. اما آنچه‌ محمد(ص‌) را بدین‌ كار قادر می‌ساخت‌ این‌ امر بود كه‌ با همسرش‌ احساس‌ آرامش‌ كافی‌ می‌كرد. این‌ امر مبین‌ چگونگی‌ قدرت‌ و نفوذ آن‌ زن‌ است‌.

 اگر چه‌ این‌ مثال‌ها صرفاً شامل‌ اندكی‌ از موضوعاتی‌ است‌ كه‌ در ذهن‌ محمد(ص‌) می‌گذشت‌، اما به‌ لحاظ‌ شدت‌، گواه‌ مدعای‌ من‌ هستند. قرآن‌ اشاره‌ای‌ به‌ این‌ چیزها نمی‌كند، نه‌ مرگ‌ فرزندانش‌ و نه‌ مرگ‌ همسر و یاور محبوبش‌ و نه‌ ترس‌ از اولین‌ وحی‌ كه‌ به‌ زیبایی‌ آن‌ را با همسرش‌ تقسیم‌ كرد. این‌ موضوعات‌ باید او را جریحه‌دار می‌كرد، می‌آزرد و منجر به‌ درد و اندوه‌ وی‌ در خلال‌ دوران‌ عكس‌العمل‌های‌ روانی‌ وی‌ می‌شد. پس‌ بایستی‌ این‌ موضوعات‌ و موارد مشابه‌ متداول‌ و یا حداقل‌ مورد اشاره‌ در سرتاسر قرآن‌ بوده‌ باشند.

 یك‌ رهیافت‌ صحیح‌ علمی‌ به‌ سوی‌ قرآن‌ امكان‌پذیر است‌، زیرا قرآن‌ چیزهایی‌ را پیشنهاد داده‌ كه‌ سایر كتب‌ مقدس‌ مذهبی‌ خصوصاً، سایر مذاهب‌ عموماً، پیشنهاد نداده‌اند. این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ مورد نیاز دانشمندان‌ است‌.

 امروزه‌ بسیاری‌ از مردم‌ اعتقادات‌ و نظریاتی‌ در خصوص‌ اینكه‌ جهان‌ چگونه‌ كار می‌كند دارند. این‌ مردمان‌ در همه‌ جا به‌ چشم‌ می‌خورند ولی‌ جامعه‌ علمی‌ حتی‌ برای‌ گوش‌ دادن‌ به‌ سخنانشان‌ خود را به‌زحمت‌ نمی‌اندازد. این‌ بدان‌ خاطر است‌ كه‌ در خلال‌ قرن‌ اخیر جامعه‌ علمی‌ خواهان‌ اعمال‌ «آزمون‌ ابطال‌پذیری‌»

 (A test of Falsificatio)  است‌. آنها می‌گویند: «اگر شما نظریه‌ای‌ دارید مزاحم‌ ما نشوید، مگر اینكه‌ به‌ همراه‌ آن‌ راهی‌ برای‌ اثبات‌ درست‌ یا غلط‌ بودن‌ آن‌ ارائه‌ دهید!»

 چنین‌ آزمونی‌ علت‌ دقیق‌ گوش‌ فرادادن‌ جامعه‌ علمی‌ به‌ انیشتین‌ در ابتدای‌ قرن‌ اخیر بود. او با یك‌ نظریه‌ جدید آمد و گفت‌: «من‌ اعتقاد دارم‌ كه‌ جهان‌ چنین‌ كار می‌كند و در اینجا سه‌ راه‌ برای‌ اثبات‌ اینكه‌ من‌ اشتباه‌ گفته‌ام‌ وجود دارد!» پس‌ جامعه‌ علمی‌ نظریه‌ وی‌ را در معرض‌ این‌ آزمون‌ها قرار داد و در طی‌ شش‌ سال‌ هر سه‌ آنها را پشت‌ سر گذارد.

 البته‌ این‌ اثبات‌كننده‌ عظمت‌ وی‌ نبود، اما ثابت‌ می‌كرد او مستحق‌ این‌ است‌ كه‌ به‌ سخنانش‌ گوش‌ داده‌ شود، زیرا می‌گفت‌: «این‌ ایده‌ من‌ است‌، و اگر شما می‌خواهید اشتباه‌ مرا ثابت‌ كنید، این‌ كار را انجام‌ دهید و یا آن‌چنان‌ تلاش‌ نمایید.»

 این‌ دقیقاً همان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ واجد آن‌ است‌؛ ویژگی‌های‌ ابطال‌پذیری‌ برخی‌ از نمونه‌های‌ آن‌ قدیمی‌اند (كه‌ صحت‌ آنها همواره‌ ثابت‌ شده‌ است‌) و برخی‌ هنوز زنده‌اند. آن‌ اساساً بیان‌ می‌كند: «اگر این‌ كتاب‌ آنچه‌ ادعا می‌كند نمی‌باشد شما این‌ كار یا این‌ كار یا این‌ كار را انجام‌ دهید تا ثابت‌ كنید، این‌ ادعا غلط‌ است‌». البته‌ در 1400 سال‌ قبل‌ كسی‌ قادر به‌ انجام‌ «این‌ كار یا این‌ كار یا این‌ كار» نبوده‌ است‌ و لذا این‌ هنوز درست‌ و معتبر محسوب‌ می‌شود.

 من‌ به‌ شما پیشنهاد می‌كنم‌ در اولین‌ فرصت‌ در صدد بحث‌ با شخصی‌ كه‌ درباره‌ اسلام‌ ادعا می‌كند حق‌ با اوست‌ و شما در گمراهی‌ هستید، باشید.

 شما ابتدا همه‌ مباحث‌ دیگر را كنار بگذارید و صرفاً این‌ پیشنهاد را عمل‌ كنید. از او بپرسید: «آیا در مذهب‌ شما نوعی‌ از آزمون‌ ابطال‌ وجود دارد؟ آیا در مذهب‌ شما چیزی‌ هست‌ كه‌ با اثبات‌ آن‌ معلوم‌ شود آن‌ اشتباه‌ است‌؟»

 خوب‌، من‌ همین‌ حالا می‌توانم‌ قول‌ دهم‌ كه‌ این‌ مردمان‌ چنین‌ چیزی‌ را ندارند: نه‌ آزمون‌، نه‌ برهان‌؛ هیچ‌ چیز. این‌ بدان‌ خاطر است‌ كه‌ آنها چنین‌ عقیده‌ای‌ را با خود ندارند كه‌ نه‌ تنها بایستی‌ اعتقاد فعلی‌ خویش‌ را ارائه‌ دهند، بلكه‌ بایستی‌ یك‌ راه‌كار دیگری‌ برای‌ اینكه‌ اثبات‌ شود اشتباه‌ می‌كنند نیز ارائه‌ نمایند.

 با این‌همه‌، اسلام‌ چنین‌ عمل‌ می‌كند. یك‌ مثال‌ كامل‌ از اینكه‌ اسلام‌ چگونه‌ بشر را با یك‌ فرصت‌ تغییر آن‌ از جهت‌ اعتبار و اثبات‌ «اشتباه‌ بودنش‌» تأمین‌ می‌كند، در سوره‌ چهارم‌ واقع‌ شده‌ است‌ و صادقانه‌ بگویم‌ وقتی‌ برای‌ اولین‌ بار این‌ مبارزه‌طلبی‌ (تحدی‌- مترجم‌) را كشف‌ نمودم‌، غافلگیر شده‌ بودم‌. می‌فرماید:

 «آیا در قرآن‌ تدبر نمی‌كنید؟ اگر كسی‌ غیر از الله‌ در آن‌ شریك‌ بود، قطعاً اختلاف‌ بسیار در آن‌ می‌یافتند». (سوره‌ مباركه‌ نساء- آیه‌ 82)

 این‌ یك‌ هماوردطلبی‌ آشكار است‌ درخصوص‌ فرد غیرمسلمان‌. اساساً و او را دعوت‌ به‌ یافتن‌ یك‌ اشتباه‌ می‌كند. در واقع‌ جدیت‌ و دشواری‌ چنین‌ مبارزه‌طلبی‌ به‌ كنار، عرضه‌ واقعی‌ چنین‌ چالشی‌ در اولین‌ قدم‌، حتی‌ در طبع‌ بشری‌ یافت‌ نمی‌شود و با شخصیت‌ انسانی‌ ناسازگار است‌. هیچ‌ كس‌ پس‌ از گذراندن‌ یك‌ امتحان‌، در پایان‌ این‌ یادداشت‌ را برای‌ معلم‌ خویش‌ نمی‌نویسد: «این‌ امتحان‌ بی‌نقص‌ است‌، در پاسخ‌ به‌ آن‌ هیچ‌ اشتباهی‌ نكرده‌ام‌، اگر می‌توانی‌ یك‌ اشتباه‌ پیدا كن‌». دقیقاً عكس‌ آن‌ عمل‌ می‌شود. این‌ مربی‌ آرام‌ نمی‌گیرد تا یك‌ اشتباه‌ پیدا كند!

 و این‌ همان‌ راهی‌ است‌ كه‌ قرآن‌ تاكنون‌ به‌ وسیله‌ آن‌ به‌ مردم‌ نزدیك‌ می‌شود.

 نگرش‌ جالب‌ دیگری‌ كه‌ در قرآن‌ وجود دارد، اینكه‌ متناوباً با این‌ توصیه‌ با خوانندگان‌ برخورد می‌كند. قرآن‌ به‌ خوانندگان‌ اطلاعاتی‌ درخصوص‌ واقعیات‌ مختلف‌ ارائه‌ می‌دهد و سپس‌ توصیه‌ می‌كند: «اگر شما می‌خواهید در مورد این‌ و آن‌ بیشتر بدانید، اگر در مورد آنچه‌ گفته‌ شد شك‌ دارید، پس‌ بایستی‌ از عالمان‌ ذیربط‌ بپرسید». این‌ نیز یك‌ نگرش‌ غافلگیركننده‌ است‌. اینكه‌، كتابی‌ داشته‌ باشیم‌ كه‌ در جغرافیا، گیاه‌شناسی‌، میكروب‌شناسی‌ و امثال‌ اینها، پیرامون‌ این‌ موضوعات‌، بدون‌ آموزش‌، به‌ بحث‌ بپردازد و سپس‌ خواننده‌ را در صورت‌ شك‌ در هر مورد، به‌ سؤال‌ از انسان‌های‌ دانا توصیه‌ كند. تاكنون‌ در دوران‌های‌ بسیاری‌، مسلمانانی‌ بوده‌اند كه‌ به‌ دنبال‌ توصیه‌های‌ قرآن‌ رفته‌اند و به‌ كشفیات‌ شگفت‌آوری‌ نائل‌ آمده‌اند. اگر كسی‌ به‌ آثار دانشمندان‌ مسلمان‌- اگرچه‌ مربوط‌ به‌ قرنها پیش‌ از این‌ بوده‌- توجه‌ كند، آنها را آكنده‌ از نقل‌ قول‌های‌ قرآنی‌ می‌یابد. چنین‌ كارهایی‌ مبین‌ این‌ هستند كه‌ طی‌ تحقیق‌ در چنین‌ موقعیت‌هایی‌ به‌ دنبال‌ مطلب‌ خاصی‌ بوده‌اند و آنها تصریح‌ كرده‌اند كه‌ دلیل‌ جست‌وجویشان‌ در چنین‌ جایگاهی‌ دلالت‌ قرآن‌ در این‌ مسیر بوده‌ است‌.

 مثلاً قرآن‌ به‌ منشاء انسان‌ اشاره‌ می‌كند و سپس‌ به‌ خوانندگان‌ می‌گوید: «آن‌ را مورد پژوهش‌ قرار دهید». این‌ محل‌ جست‌وجو را برای‌ خواننده‌ مشخص‌ می‌كند و سپس‌ بیان‌ می‌كند كه‌ كسی‌ باید بیش‌ از این‌ درباره‌ آن‌ بیابد.

 این‌ نوعی‌ از آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ به‌نظر می‌رسد امروزه‌ مسلمانان‌ به‌طور گسترده‌ای‌ نسبت‌ به‌ آن‌- اگرچه‌ غیر مستمر- غفلت‌ می‌كنند.





نوع مطلب : عظمت قران کریم، 
برچسب ها : قرآن، اعجاز، خلقت، اتم، دین، میلر، گری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:56 ب.ظ
Aw, this was an exceptionally good post. Finding the time and actual
effort to produce a very good article… but what can I say… I procrastinate a whole lot and never seem to get nearly anything done.
چهارشنبه 21 تیر 1396 04:12 ب.ظ
Hi, Neat post. There is an issue with your website in web explorer, would check this?

IE still is the marketplace leader and a huge section of folks will leave out your
wonderful writing due to this problem.
دوشنبه 1 خرداد 1396 04:59 ب.ظ
I don't know whether it's just me or if perhaps everybody else experiencing issues with
your blog. It appears like some of the text in your content are running off the
screen. Can someone else please comment and let me know
if this is happening to them too? This might be a issue
with my browser because I've had this happen before.
Many thanks
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 03:17 ب.ظ
Tremendous things here. I am very happy to
look your post. Thank you a lot and I am having a look ahead to touch you.

Will you please drop me a mail?
جمعه 11 فروردین 1396 12:01 ق.ظ
I savor, cause I found just what I used to be looking for.
You have ended my four day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice
day. Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ذوالقرنین
نویسندگان
نظرسنجی
شما این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :