تبلیغات
قران و اهل البیت علیه السلام - سر امام حسین علیه السلام بر سر نیزه قران میخواند...
قران و اهل البیت علیه السلام

سر بریده قرآن تلاوت كرد...

زمانی كه اهل بیت (ع) را به شام می‎بردند و از دیر راهب به قریه حرّان رسانیدند، در نزدیكی حرّان مردی بود یهودی كه او را یحیای حرّانی می‎گفتند، و او در فراز تلّی خانه داشت چون شنید كه جمعی از زنان را از كوچك و بزرگ اسیر كرده‎اند و با سرهای بریده می‎آورند از فراز تل به زیر آمد و كنار راه به انتظار نشست تا لشكر ابن زیاد پیدا شد،...
برای مشاهده ی ادامه ی متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ...
، آنگاه یحیی نگاه كرد دید سرها را با اسیران اهل بیت آوردند؛ در آن اثناء چشمش به سر همایون پسر پیغمبر و عزیز زهرا حسین (ع) افتاد، شعشعه‌ جمال آن حضرت در چشم یحیی تجلّی كرد در همان قسمتی كه محو جمال آن حضرت شده بود و نگاه میكرد، دید لبهای شریفش حركت میكند، تعجّب كرده چون گوش فرا داد، شنید كه می خواند:سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ(الشعراء/227) آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!
یحیی تا این آیه عظیمه را از آن سر مبارك شنید به فكر فرو رفت و با حال پریشان آمد نزد یك نفر از لشكریان و در مقام تحقیق برآمد.
گفت: بمن بگو این سر، سر كیست؟
سرباز یزید گفت:
سر حسین بن علی مرتضی (ع).
یحیی گفت:
نام مادر وی چیست؟
سرباز گفت:
فاطمه (س) دختر محمد (ص).
یحیی گفت:
این اسیران چه اشخاصی هستند؟
سرباز گفت:
ایشان فرزندان و خویشان حسین (ع) هستند.
تا یحیی این سخن را شنید شروع كرد به گریه كردن و گفت:
سپاس خدای را كه بر من معلوم شد كه شریعت محمد (ص) بر حق است؛ و بودن بر غیر دین محمد (ص) كیفرش خلود در آتش است.
فوراً كلمه شهادتین گفت و به شرف اسلام مشرف گردید و مهیّا شد كه به اموال خود به اهل بیت آن حضرت همراهی كند، لشكریان مانع شدند و او را از سطوت یزید ترسانیدند، لكن یحیی چون جذبه جسین (ع) او را گرفته بود و عشق آن حضرت او را بیخود كرده بود، با لشكریان طرف شده و شمشیر بر روی ایشان كشید و مشغول جنگ شد تا شربت شهادت نوشید.
گفتند: پنج نفر را كشت تا او را شهید نمودند و پس از آن او را نزدیك دورازه حرّان دفن كردند و آنجا به قبر یحیی شهید مشهور شد.
در روایتی از زید بن ارقم آمده است‌: سر مبارک حضرت امام حسین‌ را بر نیزه در کوفه در حال خواندن آیات قرآن دیدم: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیاتِنَا عَجَبًا(الکهف/9)
آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!

موی بر تنم راست شد و گفتم‌. این ماجرا عجیب‌تر از جریان اصحاب کهف است‌. (1)
در نقل دیگری آمده: وقتی راس و سر مبارک را در جایگاهی که در صیارفه برایش معین کرده بودند، نهادند، چون آن جا در اثر ازدحام جمعیت و عبور و مرور شلوغ بود، سر مبارک برای متوجه ساختن مردم ابتدا به صدای بلند گلو صاف کرد به گونه ای که همه به تعجب به نظاره سر نشستند و سر مبارک به تلاوت آیات سوره کهف پرداخت و تا : "انهم فتیه آمنوا بربهم فزدناهم هدی و لا نزد الظالمین الا ضلالا" تلاوت کرد. (2)
سر مبارک را بر چوبی نصب کرده و مردم به نوری که از سر به آسمان ساطع بود، نگاه می کردند که این آیه را تلاوت فرمود:
سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ(الشعراء/227) آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست! (3)
سلمه بن کهیل از سر مبارک شنید که بر نیزه می خواند: فَسَیكْفِیكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(البقرة/137)از حق جدا شده‌اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می‌کند؛ و او شنونده و داناست. (4)
ابن وکیده گوید : از سر مبارک شنیدم که سوره کهف را می خواند. شک کردم که صدا از سر هست یا از جای دیگر که ناگاه سر مبارک تلاوت را ترک کرد و متوجه من شد و فرمود: ای فرزند وکیده ! مگر نمی دانی که ما امامان زنده و نزد پروردگارمان روزی خوریم. با شنیدن این کلام او تصمیم می گیرد سر را دزدیده و دفن کند که سر مبارک به او می فرماید:
ای فرزند وکیده ! تو را به این تصمیم راهی نیست و اقدام آنان در ریختن خون من نزد خدا عظیم تر از بردن سرم بر نیزه در شهرها می باشد . پس آن ها را واگذار  إِذِ الْأَغْلَالُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ یسْحَبُونَ(غافر/71)در آن هنگام که غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می‌کشند...(5)
منهال ابن عمرو گوید : سر مبارک را در دمشق بر نیزه دیدم که آیات سوره کهف تا :
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیاتِنَا عَجَبًا(الکهف/9)
آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!
تلاوت می کرد و در این جا به آشکاری تمام فرمود: عجیب تر از اصحاب کهف قتل من و بر نیزه کردن سرم می باشد. (6)
و وقتی یزید در پی اعتراض سفیر روم به ظلم رفته بر اباعبدالله ، دستور به کشتن او داد ، سر مبارک با صدای بلند فرمود: "لا حول و لا قوه الا بالله" . (7)
غالب این روایات معتبرند و نقل آن ها بلامانع است. تلاوت قرآن هم توسط سر بریده شده، عجیب و محال نیست ؛ زیرا امام بنده خاص خدا بود که مظلومانه به شهادت رسید و خدا برای نشان دادن آیت بودن او و ظالم بودن دشمنانش این کرامت را به او عطا فرمود.
پی نوشت ها:
1. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 116، کنگره شیخ مفید.
2. مقتل الحسین ، مقرم، ص 332.
3. مناقب، ابن ‏شهراشوب ، ج 2 ، ص 188.
4. اسرار الشهادة ، ص 488.
5. شرح قصیدة ابی‏فراس ،ص 148.
6. خصائص سیوطی ، ج 2 ، ص 127.

7. مقتل العوالم ، ص 151.




نوع مطلب : شهید و شهادت و قران کریم، 
برچسب ها : سر امام حسین ع، قران، امام حسین ع، امام حسین، حسین، کربلا، کهف، شوری، بقره، غافر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:46 ق.ظ
Hey! Would you mind if I share your blog with my myspace group?
There's a lot of folks that I think would really enjoy
your content. Please let me know. Thanks
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 10:15 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog. He was totally right.
This post actually made my day. You cann't imagine simply how much time I had spent for this info!
Thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:20 ب.ظ
Post writing is also a excitement, if you be familiar with afterward you can write if not it is complex to write.
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:22 ب.ظ
امام على علیه السلام:
عَلَیكُم بِكِتابِ اللّه ... مَن عَمِلَ بِهِ سَبَقَ؛
بر شما باد رجوع به كتاب خدا (قرآن) ... كسى كه به آن عمل كند از همه پیشى مى گیرد.
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:20 ب.ظ
رسول اكرم صلى الله علیه و آله:
اِنَّ البَیتَ اِذا كَثُرَ فیهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ اَهلُهُ وَاَضاءَ لاَِهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَِهلِ الدُّنیا؛
خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانیان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمینیان مى درخشند.
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:57 ق.ظ
سلام علیکم
خدا خیرتون بده
چقدر تکان دهنده !!!
یاد این آیه میافتم : فاین تذهبون!!!

یا حسین
ذوالقرنین سلام علیکم
تشکر... یا حسین ع
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ذوالقرنین
نویسندگان
نظرسنجی
شما این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :