تبلیغات
قران و اهل البیت علیه السلام - سرگذشت عجیب ذوالقرنین!
قران و اهل البیت علیه السلام
پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : ذوالقرنین
سرگذشت عجیب ذوالقرنین!
وَیسْأَلُونَكَ عَنْ ذِی الْقَرْنَینِ...
و از تو درباره «ذو القرنین» می‌پرسند...
ایا ذوالقرنین پادشاه بود؟
ایا داستان ذو القرنین در میان مردم قبلا مطرح بوده؟
و ذوالقرنین چه امکاناتی داشت؟
برای مشاهده ی ادامه ی متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...


وَیسْأَلُونَكَ عَنْ ذِی الْقَرْنَینِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا(الکهف/83)
و از تو درباره «ذو القرنین» می‌پرسند؛ بگو: «بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.»
  إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَینَاهُ مِنْ كُلِّ شَیءٍ سَبَبًا(الکهف/84)
ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت دادیم؛ و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم.
  فَأَتْبَعَ سَبَبًا(الکهف/85)
  حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَینٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا(الکهف/86)
تا به غروبگاه آفتاب رسید؛ (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‌آلودی فرو می‌رود؛ و در آن جا قومی را یافت؛ گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‌خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟»
  قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیعَذِّبُهُ عَذَابًا نُكْرًا(الکهف/87)
گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد؛ سپس به سوی پروردگارش بازمی‌گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد!
  وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا(الکهف/88)
و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.»
  ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا(الکهف/89)
سپس (بار دیگر) از اسبابی (که در اختیار داشت) بهره گرفت...
  حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا(الکهف/90)
تا به خاستگاه خورشید رسید؛ (در آن جا) دید خورشید بر جمعیتی طلوع می‌کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند).
  كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیهِ خُبْرًا(الکهف/91)
(آری) اینچنین بود (کار ذو القرنین)! و ما بخوبی از امکاناتی که نزد او بود آگاه بودیم!
تفسیر نمونه:
سرگذشت عجیب ذو القرنین:

در آغاز بحث درباره اصحاب کهف گفتیم که گروهى از قریش به این فکر افتادند که پیامبر اسلام را به اصطلاح آزمایش کنند، پس ‍ از مشاوره با یهود مدینه سه مساله طرح کردند: یکى تاریخچه اصحاب کهف ، دیگرى مساله روح و سوم سرگذشت ذو القرنین که پاسخ مساله روح در سوره اسراء آمده ، و پاسخ دو سؤ ال دیگر در همین سوره کهف .
اکنون نوبت داستان ذو القرنین است :
همانگونه که قبلا نیز اشاره کردیم در خود سوره کهف اشاره به سه داستان شده که هر چند ظاهرا با هم مختلفند اما داراى یک قدر مشترک مى باشند، (داستان اصحاب کهف و موسى و خضر و ذو القرنین ) این هر سه مشتمل بر مسائلى است که ما را از محدوده زندگى معمولى بیرون مى برد و نشان مى دهد که عالم و حقایق آن منحصر به آنچه مى بینیم و به آن خو گرفته ایم نیست .
داستان ذو القرنین در باره کسى است که افکار فلاسفه و محققان را از دیر زمان تاکنون به خود مشغول داشته ، و براى شناخت او تلاش فراوان کرده اند.
ما نخست به تفسیر آیات مربوط به ذو القرنین - که مجموعا 16 آیه است مى پردازیم که قطع نظر از شناخت تاریخى شخص او خود درسى است بسیار آموزنده و پر از نکته ها سپس براى شناخت شخص او با استفاده از قرائن موجود در این آیات و روایات و گفتار مورخان وارد بحث مى شویم .

و به تعبیر دیگر ما نخست از (شخصیت ) او سخن مى گوئیم و آنچه از نظر قرآن اهمیت دارد همان موضوع اول است .
نخستین آیه مى گوید: (از تو در باره ذو القرنین سؤ ال مى کنند) (و یسئلونک عن ذى القرنین ).
(بگو به زودى گوشهاى از سرگذشت او را براى شما بازگو مى کنم ) (قل ساتلوا علیکم منه ذکرا) تعبیر به (ساتلوا) با توجه به اینکه (سین ) معمولا براى آینده نزدیک است ، در حالى که در این مورد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بلا فاصله از ذو القرنین سخن مى گوید ممکن است براى رعایت ادب در سخن بوده باشد، ادبى که آمیخته با ترک عجله و شتابزدگى است ، ادبى که مفهومش دریافت سخن از خدا و سپس بیان براى مردم است .
و به هر حال آغاز این آیه نشان مى دهد که داستان ذو القرنین در میان مردم قبلا مطرح بوده منتها اختلافات یا ابهاماتى آنرا فراگرفته بود، به همین دلیل از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) توضیحات لازم را در این زمینه خواستند.
سپس اضافه مى کند (ما در روى زمین او را تمکین دادیم ) (قدرت و ثبات و نیرو و حکومت بخشیدیم ) (انا مکنا له فى الارض ).
و اسباب هر چیز را در اختیارش نهادیم (و آتیناه من کل شى ء سببا) گر چه بعضى از مفسران خواسته اند مفهوم (سبب ) را که در اصل به معنى طنابى است که بوسیله آن از درختان نخل بالا مى روند و سپس به هر گونه وسیله اطلاق شده - در مفهوم خاصى محدود کنند، ولى پیدا است که آیه کاملا مطلق است و مفهوم وسیعى دارد و نشان مى دهد که خداوند اسباب وصول به هر چیزى را در اختیار ذو القرنین گذارده بود: عقل و درایت کافى ، مدیریت صحیح ، قدرت و قوت ، لشگر و نیروى انسانى و امکانات مادى خلاصه آنچه از وسائل معنوى و مادى براى پیشرفت و رسیدن به هدفها لازم بود در اختیار او نهادیم .
(او هم از این وسائل استفاده کرد) (فاتبع سببا).
(تا به غروبگاه آفتاب رسید) (حتى اذا بلغ مغرب الشمس ).
در آنجا احساس کرد که خورشید در چشمه یا دریاى تیره و گل آلودى فرو مى رود (وجدها تغرب فى عین حمئة )
(و در آنجا گروهى از انسانها را یافت ) (که مجموعه اى از انسانهاى نیک و بد بودند) (و وجد عندها قوما).
(به ذو القرنین گفتیم : آیا مى خواهى آنها را مجازات کنى و یا طریقه نیکوئى را در میان آنها انتخاب نمائى (قلنا یا ذا القرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنا)
بعضى از مفسران از تعبیر (قلنا) (ما به ذو القرنین گفتیم ) مى خواهند نبوت او را استفاده کنند، ولى این احتمال نیز وجود دارد که منظور از این جمله الهام قلبى باشد که در مورد غیر پیامبران نیز وجود داشته اما نمى توان انکار کرد که این تعبیر بیشتر نبوت را در نظر انسان مجسم مى کند.
ذو القرنین (گفت اما کسانى که ستم کرده اند آنها را مجازات خواهیم کرد) (قال اما من ظلم فسوف نعذبه ).
(سپس به سوى پروردگارش بازمى گردد و خداوند او را عذاب شدیدى خواهد نمود) (ثم یرد الى ربه فیعذبه عذابا نکرا).
این ظالمان و ستمگران هم مجازات این دنیا را مى چشند و هم عذاب آخرت را.
(و اما کسى که ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، پاداش نیکو خواهد داشت ) (و اما من آمن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى ).
(و ما فرمان آسانى به او خواهیم داد) (و سنقول له من امرنا یسرا).
هم با گفتار نیک با او برخورد خواهیم کرد، و هم تکالیف سخت و سنگین بر دوش او نخواهیم گذارد، و خراج و مالیات سنگین نیز از او نخواهیم گرفت .
گویا هدف ذو القرنین از این بیان اشاره به این است که مردم در برابر دعوت من به توحید و ایمان و مبارزه با ظلم و شرک و فساد، به دو گروه تقسیم خواهند شد: کسانى که تسلیم این برنامه سازنده الهى شوند مطمئنا پاداش نیک خواهند داشت ، و در امنیت و آسودگى خاطر زندگى خواهند کرد.
اما آنها که در برابر این دعوت موضعگیرى خصمانه داشته باشند و به شرک و ظلم و فساد ادامه دهند مجازات خواهند شد.
ضمنا از مقابله (من ظلم ) با (من آمن و عمل صالحا) معلوم مى شود که ظلم در اینجا به معنى شرک و عمل ناصالح است که از میوه هاى تلخ درخت شوم شرک مى باشد.
(ذو القرنین ) سفر خود را به غرب پایان داد سپس عزم شرق کرد آنگونه
که قرآن مى گوید: (بعد از آن از اسباب و وسائلى که در اختیار داشت مجددا بهره گرفت ) (ثم اتبع سببا).
(و همچنان به راه خود ادامه داد تا به خاستگاه خورشید رسید) (حتى اذا بلغ مطلع الشمس ).
(در آنجا مشاهده کرد که خورشید بر جمعیتى طلوع مى کند که جز آفتاب براى آنها پوششى قرار نداده بودیم ) (وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا).
این جمعیت در مرحله اى بسیار پائین از زندگى انسانى بودند، تا آنجا که برهنه زندگى مى کردند، و یا پوشش بسیار کمى که بدن آنها را از آفتاب نمى پوشانید، داشتند.
بعضى از مفسران این احتمال را نیز بعید ندانسته اند که آنها خانه و مسکنى نداشتند تا آنها را از تابش آفتاب بپوشاند.
احتمال دیگرى که در تفسیر این جمله گفته اند این است که سرزمین آنها یک بیابان فاقد کوه و درخت و پناهگاه بود، و چیزى که آنها را از آفتاب بپوشاند و سایه دهد در آن بیابان وجود نداشت .
در عین حال تفسیرهاى فوق منافاتى با هم ندارند.
آرى (این چنین بود کار ذو القرنین ، و ما به خوبى مى دانیم او چه امکاناتى
براى (پیشبرد اهداف خود) در اختیار داشت (کذلک و قد احطنا بما لدیه خبرا).
بعضى از مفسران این احتمال را در تفسیر آیه داده اند که جمله فوق اشارهاى است به هدایت الهى نسبت به ذو القرنین در برنامه ها و تلاشهایش .





نوع مطلب : قران و داستان پیامبران و امم پیشین، 
برچسب ها : ذوالقرنین، قران، قران کریم، سرگذشت عجیب ذوالقرنین، تمکین،
لینک های مرتبط :
شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:31 ق.ظ
It's very straightforward to find out any topic on web as compared to textbooks, as I found this post
at this web page.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:25 ق.ظ
Thanks for finally talking about >قران و اهل البیت علیه السلام - سرگذشت عجیب ذوالقرنین!

<Loved it!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:44 ب.ظ
Hi there! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having problems finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ذوالقرنین
نویسندگان
نظرسنجی
شما این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :