تبلیغات
قران و اهل البیت علیه السلام - إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا
قران و اهل البیت علیه السلام

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا

فریاد عذابترجمه:
  • آنگاه که زمین لرزانده شود به سخت ترین ، لرزه هایش ،
  • ترجمه فولادوند
    آن گاه كه زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود
  • ترجمه مجتبوی
    آنگاه كه زمین جنبانده شود جنباندنش را- یعنى جنبشى سخت كه براى برپایى رستاخیز نوشته شده-.

  • ترجمه مشکینی
    آن گاه كه این زمین به زلزله مخصوص خود (كه در تاریخ خلقتش یك بار بیش نیست) لرزانده شود

  • ترجمه بهرام پور
    هنگامى كه زمین با زلزله مخصوص خود لرزانده شود
تفسیر مجمع البیان


آشنایى با این سوره‏
در آستانه بوستان پرطراوت و زیباى دیگرى هستیم، و براى آشنایى با آن، اینك به شناسنامه‏ اش مى‏نگریم:

1 - نام این سوره‏

نام این سوره «زلزال»، به معنى «لرزش» و « زلزله» آمده است

برای مشاهده ی ادامه ی متن بر روی ادامه ی مطلب کنیک کنید...
؛ چرا كه در نخستین آیه از آیات این سوره، سخن از زمین لرزه هراس‏انگیز و مهیبى است، كه در آستانه رستاخیز و پیش از برانگیخته شدن مردم براى دادرسى عمومى و پاداش و كیفر رخ مى‏دهد.

2 - فرودگاه آن‏

در مورد فرودگاه این سوره دو نظر است: به باور گروهى از جمله «ابن عباس» و «قتاده» این سوره در مدینه بر قلب مصفاى پیامبر فرود آمده است، امّا به باور برخى دیگر از جمله «ضحاك» و «عطاء» در مكّه.

3 - شمار آیه‏ ها و حروف آن‏

در مورد آیات این سوره نیز دو نظر است:
از دیدگاه قاریان پیشین كوفه و مدینه این سوره داراى 8 آیه است؛ امّا به باور دیگران 9 آیه دارد، و دلیل تفاوت در آیه 6 مى‏باشد كه برخى آن را دو آیه پنداشته‏اند. این سوره از 35 واژه، و 149 حرف شكل گرفته است.


4 - پاداش تلاوت این سوره‏

از پیامبر آورده‏ اند كه فرمود:
من قرأها فكانّما قرأ البقره واعطى من الاجر كمن قرأربع القرآن.(249)
هر كس این سوره را تلاوت كند، گویى سوره بقره را تلاوت نموده و پاداشش به اندازه كسى‏است كه یك چهارم قرآن را تلاوت كرده است.

«انس» آورده است كه پیامبر از یكى از یاران پرسید: آیا خانواده تشكیل داده است؟
پاسخ داد: نه، من امكانات مالى براى ازدواج ندارم.
پیامبر فرمود: آیا سوره «اخلاص» همراه تو نیست؟
پاسخ داد: چرا،
فرمود: این سوره بسان یك چهارم قرآن است. آن‏گاه افزود آیا سوره «كافرون» با تو نیست؟
پاسخ داد: چرا،
پیامبر فرمود: این سوره هم یك چهارم قرآن است.
فرمود: سوره «زلزال» چگونه؟
گفت: چرا،
فرمود: آن هم یك چهارم قرآن است.
و آن‏گاه سه بار فرمود ازدواج، تشكیل خانواده، تشكیل خانواده...
تزوج، تزوج، تزوج!(250)
از امام صادق آورده‏ اند كه فرمود:
لا تملوا من قرأة «اذا زلزلت الأرض...» فان من كانت قرائته فى نوافله لم یصبه‏الله بزلزلة ابداً، و لم یمت بها، و لابصاعقة و لا بآفة من آفات الدّنیا...(251)
هرگز از تلاوت سوره «زلزال» خسته نشوید، چرا كه هر كس آن را در نمازهاى نافله‏اش بخواند هرگز به زلزله گرفتار نمى‏گردد، و با آن نمى‏میرد، و به صاعقه و آفتى از آفت‏هاى دنیا، تا لحظه مرگ گرفتار نمى‏شود. هرگاه جهان را بدرود گوید، خدا بهشت را روزى او مى‏سازد و به او ندا مى‏رسد كه:
عبدى ابحتك جنتى فاسكن منها حیث شئت و هویت لا ممنوع و لامدفوع عنه.(252)
بنده شایسته كردار و درست اندیش من! بهشت را بر تو روا ساخته‏ام، از این رو در هر كجاى آن مى‏خواهى سكونت گزین و بدان كه هرگز مانعى براى تو نخواهد بود و از آنجا دور نخواهى شد.

5 - دورنمایى از محتواى این سوره‏

گرچه از دیدگاه مشهور این سوره در شمار سوره‏هاى مدنى است و برخى قرائن و شواهد نیز این دیدگاه را گواهى مى‏كند، امّا مفاهیم و حال و هواى این سوره بسیار نشانگر حال و هواى سوره‏هاى مكّى است، چرا كه در آن، از این بحث‏ها سخن رفته است:
نشانه‏هاى تكاندهنده فرارسیدن رستاخیز، نظیر:
زمین لرزه مهیب و ویرانگر،
بیرون ریخته شدن بارهاى زمین از دل آن،
زنده شدن مردگان،
دادگاه بزرگ رستاخیز،
گزارش عجیب زمین یا گواهى آن.
ارائه عملكردها،
دو گروه شایسته كردار و زشت‏كار، و نكات درس آموز و سازنده اى كه خواهد آمد.
1 - آن‏گاه كه زمین با [سخت‏ترین‏] لرزش خود لرزانده شود،
2 - و زمین بارهاى گرانش را بیرون آورد،
3 - و انسان [بهت‏زده‏] بگوید كه آن را چه شده است؟!
4 - در آن روز، زمین خبرهاى خود را باز مى‏گوید؛
5 - چرا كه پروردگارت به آن الهام كرده است.
6 - در آن روز مردم به صورت پراكنده [به سوى پروردگارشان‏] باز مى‏گردند تا [پاداش و كیفر] كارهایشان به آنان نشان داده شود.
7 - پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار نیكى انجام دهد، [پاداش‏] آن را مى‏بیند.
8 - و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بدى انجام دهد، [كیفر] آن را مى‏بیند.

نگرشى بر واژه‏ ها

زلزله: این واژه به معنى سخت و شدید آمده است؛ درست بسان واژه‏هاى «رجفت» و «رجت». و واژه «زلزال» به كسر «ز» مصدر است و به فتح آن، اسم.
اثقال: جمع «ثقل» به معنى بار گران آمده است. در آیه شریفه واژه «اثقال» در مورد «مردگان» به كار رفته، كه در شكم زمین خفته‏اند و در آستانه رستاخیز ولادت مى‏یابند. این تعبیر در مورد كودكى كه در شكم مادر است نیز به كار رفته است. فلمّا اثقلت دعوااللّه...(253)
پس هنگامى كه سنگین‏بار گردید خداى یكتا، پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما فرزندى شایسته داد... و از همین واژه است كه در فرهنگ عرب گفته مى‏شود: سالار و پیشواى شجاع و مترقى و دادپیشه وزن و اعتبارى براى زمین است. انّ للسید الشجاع ثقلاً على الارض.
اشتات: این واژه جمع «شت» به معنى پراكندگى آمده است. این پراكندگى، گاه داراى منشأنژادى است، گاه جغرافیایى؛ ممكن است به خاطر باورها و عقیده‏ها و عملكردهاى متنوع باشد و ممكن است به خاطر دسته بندى‏ها و هماهنگى‏هاى ظاهرى و یا اخلاقى و عملى انسان‏ها.
یصدر: این واژه از ریشه «صدر» به معنى بیرون ریختن شترها از آبشخور در حال هیجان و به هم ریختگى آمده است.

تفسیر

زمین لرزه مهیب رستاخیز
در آخرین آیات سوره پیش، از فرجام كار مردم درست اندیش و درست كردار و پاداش پرشكوه آنان، و نیز فرجام شوم كفرگرایان و خودكامگان و پایمال كنندگان حقوق و كرامت انسان‏ها سخن رفت، اینك در آغازین آیات این سوره نظر انسان را به فرارسیدن آن هنگام و نشانه‏هاى فرارسیدن آن لحظه‏هاى هراس‏انگیز و مناظر هولناك آن روز معطوف مى‏دارد و سخت هشدار مى‏دهد.
پیش از هر چیز مى‏فرماید:
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها
آن‏گاه كه زمین با سخت‏ترین لرزش خود براى برپایى رستاخیز، آن‏گونه كه آفریدگارش مقرّر داشته است لرزانده شود.
تعبیر «زلزالها» درآیه شریفه و اضافه آن به زمین،و نسبت دادن لرزش سخت و مهیب در آستانه رستاخیز به زمین، ممكن است به دو جهت باشد.
1 - نخست بدان دلیل كه در زلزله سخت رستاخیز كران تا كران زمین به لرزه در مى‏آید؛ درست بر خلاف زلزله‏هاى دنیا كه گوشه‏اى از زمین دستخوش زلزله مى‏شود.
2 - و دیگر بدان جهت كه بر شدّت وصف ناپذیر، آن زلزله توجه دهد.

آن‏گاه مى‏افزاید:

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
و زمین بارهاى گرانش را بیرون ریزد،
به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور این است كه: و زمین بارهاى گران خود، كه مردگان باشند، همه را بیرون مى‏افكند و آنان به فرمان خدا و خواست او از دل زمین سر بر مى‏آورند و براى پاداش و كیفر حركت مى‏كنند.
امّا به باور پاره‏اى، و زمین گنجینه‏ها و منابع و معادن متنوع خود را از شكم خود بیرون مى‏ریزد و در برابر دیدگان مردم قرار مى‏دهد، تا همگان بنگرند و گناهكاران و ظالمان حسرت و اندوه بخورند كه چرا در راه زر و زور و انحصار آن‏ها دست به آن همه گناه و جنایت آلودند و در نیافتند كه از زر و زور كارى ساخته نیست، و نمى‏توانند زرپرستان و قدرت پرستان را از عذاب دردناك روز رستاخیز و سراى آخرت برهانند و نه تنها ذره‏اى از عذاب را از آنان بر نمى‏دارند كه با همان سكّه‏ها و زر و سیم، پیشانى‏ها و پشت و پهلوهاى استبدادگران را داغ مى‏كنند.

سپس در اشاره به وحشت زدگى و بهت و حیرت انسان‏ها در آن لحظات مى‏فرماید:

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
وانسان از روى تعجب و بر اثر وحشت مى‏گوید: راستى زمین را چه شده است؟ و این لرزش سخت براى چیست؟
به باور «ابومسلم» منظور این است كه: زمین را چه شده است و در دل آن چه رویدادى رخ داده است كه این گونه مى‏لرزد؟
امّا به باور پاره‏اى منظور از انسان در آیه، نه همه انسان‏ها، بلكه انسان كفرگراست كه هرگز به فرارسیدن رستاخیز ایمان نیاورده است، از این رو با تعجب و حیرت مى‏پرسد: زمین را چه شده است؟ امّا انسان توحیدگرا و با ایمان، بدان دلیل كه به روز رستاخیز و فرارسیدن آن باور دارد دچار حیرت نمى‏گردد و پرسش نمى‏كند.

در آیه بعد در مورد گزارش زمین از عملكردها مى‏فرماید:

یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
در آن روز هراس‏انگیز، زمین خبرهاى خود را باز مى‏گوید و از عملكرد درست و نادرست انسان‏ها گزارش مى‏دهد.
از پیامبر آورده‏اند كه به هنگام تلاوت این آیات رو به مردم نمود و فرمود:
اتدرون ما اخبارها؟
آیا مى‏دانید كه خبرهاى زمین در روز رستاخیز چیست؟
قالوا: اللّه و رسوله اعلم.
آنان گفتند: خدا و پیام‏آورش داناترند.
پیامبر فرمود:
اخبارها آن تشهد على كل عبد، و انّه بما عمل على ظهرها، تقول: عمل كذا و كذا یوم كذا و كذا و هذا اخبارها.(254)
گزارش‏ها و خبرهاى زمین این است كه بر عملكرد هر انسانى كه در روى زمین انجام داده است، به طور روشن و مشخص گواهى مى‏دهد و به هر كسى با نام و نشان مى‏گوید: هان! تو بودى كه چنین كارى را در آن ساعت، و آن روز، و آنجا انجام دادى.
در این مورد كه زمین چگونه گزارش مى‏دهد و گواهى مى‏كند، دیدگاه‏ها متفاوت است:
1 - به باور گروهى نسبت سخن و گواهى به زمین مجازى است، ممكن است خداى توانا قدرت سخن و كلام را به زمین بدهد؛ امّا به باور برخى ممكن است زمین را در چهره‏اى زنده پدید آورد تا سخن گوید و گواهى كند.
و از دیدگاه برخى منظور گواهى و گزارش حال زمین و فیلم رویدادهاست، نه گزارش زبانى. بسان رنگ و چهره انسان كه از راز درون او گزارش مى‏دهد، و بسان دیدگان انسان و سبك نگاه او كه از كم خوابى و بیدارى شبانه و خستگى و آشفتگى او حكایت مى كند، و نیز بسان واكنش انسان در برابر گفتار و یا رفتارهاست كه نشانگر موافقت یا مخالفت او با سخن و یاكارى است.

در ادامه سخن در این مورد به رمز گواهى و سخن گفتن زمین مى‏پردازد و مى‏فرماید:

بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها
این بدان جهت است كه پروردگارت به زمین وحى كرده است.
در آیه روى سخن با پیامبر گرامى است و روشنگرى مى‏كند كه گزارش و گواهى زمین به فرمان خدا و وحى و الهام اوست.
به باور پاره‏اى منظور این است كه: خدا به زمین وحى مى‏فرستد كه هر آن چه در شكم خود دارد، از مردگان، تا گنجینه‏ها، همه را بیرون مى‏ریزد.
واژه وحى به معنى اشاره سریع و افكندن مفهوم و معنا به سوى دیگرى به صورت پنهانى است.
به باور «فراّء» منظور گزارش زمین از همه رویدادهایى‏است كه در آن رخ‏داده است و این كار به فرمان خدا انجام مى‏گردد.
«ابن عباس» نیز همین دیدگاه را برگزیده و واژه «وحى» را به معنى فرمان و اجازه گرفته است.
از پیامبر آورده‏اند كه فرمود:
حافظوا على الوضوء، و خیر اعمالكم الصّلوة، فتحفظوا من الارض فانها امّكم، و لیس فیها احد یعمل خیراً او شرّاً الّا وهى مخبرة به.(255)
بر وضو و پاكیزگى خویش مراقب باشید، و بدانید كه بهترین عبادت شما نماز و رابطه دوستانه و خالصانه شبانه‏روزى با خداست. مراقب زمین باشید كه قرارگاه و مادر شماست، و هیچ كسى بر پشت آن كار پسندیده و یا ناپسندى انجام نخواهد داد، جز اینكه زمین از آن گزارش خواهد داد.
و نیز «خدرى» آورده است كه هرگاه در دشت و صحرا هستى، صدایت را به اذان طنین افكن ساز و با صداى بلند اذان بگو؛ چرا كه پیامبر گرامى فرمود: هیچ پرى و آدم و سنگ و صخره‏اى صداى شما را نمى‏شنود، جز اینكه در روز رستاخیز به سود اذان‏گو، گواهى خواهد داد.
لایسمعه جن و لا انس و لا حجر الّا یشهد له.(256)

آن‏گاه در اشاره به پراكندگى مردم از نظر ظاهر و عملكرد و سیما و سیرت و فرجام و پاداش مى‏فرماید:

یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً
آن روز مردم به صورت‏هاى پراكنده از گورها سر بر مى‏آورند و به سوى صحراى محشر مى‏آیند.
به باور مفسران منظور این است كه: در آن روز سرنوشت‏ساز، مردم هم به صورت پراكنده از دل خاك سر برمى آورند، و هم به صورت پراكنده مى‏آیند، و هم پس از بازخواست و محاسبه ودیدن اعمال خویش به صورت پراكنده به سوى فرجام كار باز مى‏گردند. آنجاست كه گروهى اهل ایمان و پروا و دادگرى و رعایت حقوق خدا و خلق او به حساب آمده و در یك سو قرار خواهند گرفت، و گروهى دیگر اهل كفر و ظلم و حق كشى كه در سوى دیگر خواهند بود.
پاره‏اى نیز برآنند كه اهل هر مذهب و دین، جدا خواهند ایستاد.
آیه مورد بحث بسان این آیه است كه مى‏فرماید:
و یوم تقوم الناس یومئذ یتقرقون(257)
روزى كه رستاخیز بر پا مى‏گردد، آن روز مردم پراكنده مى‏شوند.
و بسان این آیه كه:
... یومئذ یصدعون(258)
در آن روز مردم گروه گروه مى‏شوند.
لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ‏
تا عملكرد آنان را به آن‏ها نشان دهند.
«ابن عباس» مى‏گوید: تا پاداش عملكرد آنان را به آن‏ها ارائه دهند.
با این بیان منظور این است كه: مردم هنگامى كه از محاسبه و بازخواست تمام مى‏شوند، به طور پراكنده به سوى قرارگاه خویش مى‏روند تا جایگاه خود را در بهشت پرطراوت و زیبا و یا دوزخ بنگرند.
در مورد چگونگى دیدن اعمال نیز دو نظر است:
از دیدگاه گروهى منظور از دیدن اعمال، نه دیدن با چشم ظاهر، بلكه آگاهى از عملكرد نیك و بد خویش از راه دل و شناخت باطنى است؛ امّا به باور گروهى منظور دیدن با چشم ظاهر است تا بنگرند كه هر آنچه انجام داده‏اند، همه و همه در كارنامه زندگى‏شان آمده، و هیچ كار خرد و كلان و كوچك و بزرگ وانهاده نشده و همه چیز به حساب آمده است.

در آیه بعد در بیان سرنوشت حق طلبان و رعایت‏گران حقوق مردم و پایمال كنندگان مقررات خدا و حقوق بندگان او مى‏فرماید:

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ
پس هر كس هموزن ذره‏اى نیكى كند، ثمره خوش آن كار نیك خود را خواهد دید.

و هر كسى به اندزه ذره‏اى كار ناروا و ظالمانه‏اى انجام دهد، او هم ثمره شوم و كیفر دردناك آن را خواهد دید.

وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ

همان گونه كه استدلال شده، از ظاهر این آیات چنین دریافت مى‏گردد كه موضوع «احباط» یا نابودى اعمال نیك و شایسته انسان بر اثر گناهان سهمگین، درست نیست؛ چرا كه آیات مورد بحث نشانگر آن است كه هر انسانى عملكرد خود را مى‏بیند، و در روز رستاخیز با آن رو به رو مى‏شود و اگر «حبط عمل» را بپذیریم دیگر كارى نمانده است تا پاداش یا كیفر داده شود.

طرفداران این دیدگاه نمى‏توانند براى اثبات دیدگاه خود به موضوع «تكفیر» و یا بخشوده نشدن گناهان بر اثر توبه و اصلاح و جبران اشتباهات استدلال كنند، چرا كه موضوع بخشوده شدن گناهان توبه كار راستین، چیزى است تردیدناپذیر و مفاهیمِ آیاتِ آن را دانشمندان پذیرفته‏اند.
افزون بر این، آیات بیانگر یك اصل و قانون كلى است و هر اصل كلى ممكن است استثنایى داشته باشد؛ بر این باور همان گونه كه طرفداران ظاهر این آیات با استدلال به ظاهر آن‏ها، موضوع «حبط عمل» را نفى مى‏كنند، امّا بر این باورند كه از شرایط محاسبه و باز خواست و كیفر گناه آن است كه گناه، صغیره نباشد و این مورد را از آن اصل كلىّ استثنا مى‏كنند، ما نیز مى‏گوییم: این اصل كلى درست است و هر كس با اعمال خود رو به رو مى‏شود، مگر این كه گناهى باتوبه و اصلاح واقعى مورد عفو قرار گرفته باشد.
پاره‏اى در پاسخ این پرسش مى‏گویند: منظور این است كه انسان‏هاى كفرگرا و بیدادپیشه اگر كارهاى شایسته‏اى در دنیا انجام دهند، پاداش آن را در همین جهان، خود یا فرزندانشان دریافت مى‏دارند و تنها به همراه گناهان خود جهان را ترك مى‏كنند.
و انسان‏هاى با ایمان و شایسته‏كردار نیز كیفر عملكرد اشتباه و گناه آلود خود را در دنیا دریافت مى‏دارند و با گناه جهان را بدرود نمى‏گویند. با این بیان گناهكاران تنها از دنیا بار گران گناه مى‏برند و نیكان و خوبان و مردم با ایمان عملكرد شایسته.
در این مورد آورده‏اند كه «صعصعه»، نیاى «فرزدق» به همراه گروهى از قبیله خویش به حضور پیامبر شرفیاب گردید و ضمن گفت‏گو از آن حضرت تقاضاى پند و اندرز نمود فقال بابى انت یا رسول اللّه اوصنى خیراً.
پیامبر فرمود: تو را در مورد پدر و مادر و نزدیكان و خویشاوندانت سفارش مى‏كنم، حقوق و حرمت آنان را پاسداراوصیك بامك و ابیك...
تقاضاى سفارش و اندرز بیشترى كرد.
پیامبر فرمود: آن چه میان دو لب و دو پایت آفریده شده است مراقب باش و زبان و اندام جنسى‏ات را از گناه مراقبت نمااحفظ مابین لحییك و رجلیك.
آن‏گاه از او پرسید از تو كارهاى خوبى به من گزارش شده است، چه كرده‏اى؟
گفت: اى پیامبر خدا، واقعیت این است كه در روزگار جاهلیت مردم را در بیراهه‏هاى دهشتناك حیران و سرگردان دیدم و نتوانستم شاهراه درستى و رستگارى را بیابم، جز همین اندازه كه دریافتم راه و رسم جاهلیت، زشت و ظالمانه است. دیدم مردم دختران نوزاد خود را به جاى نوازش و مهر، زنده به گور مى كنند، و من دریافتم كه آفریدگار آنان چنین نخواسته است؛ از این رو از این كار باز داشتم، و تا سرحد توان با پرداخت پول به پدرانشان، آن كودكان معصوم رانجات دادم. آن‏گاه آیات مورد بحث بر او خوانده شد و او با شنیدن آیات گفت: سپاس خداى را همین براى من كافى است و اگر جز همین دو آیه از قرآن را نشنوم و نیاموزم، این آیات مرا بسنده‏اند.(259)
«ابن عباس» مى‏گوید: احكم آیة فى القرآن، فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره...
محكم‏ترین و رساترین آیه‏اى كه مى‏تواند انسان حق طلب را از گناه و و ستم و خودكامگى و خودسرى باز داشته و به راه عدالت و آزادگى و رعایت حقوق مردم برد، همین آیه است، و آن‏گاه تا آخر سوره تلاوت كرد و گفت: پیامبر گرامى این آیه را «جامعه» نامید، چرا كه به راستى جامع‏ترین درس‏هارا دارد.
و از «سعد» آورده‏اند كه: مرد فقیرى از او كمك خواست، و او دو عدد خرما بر دست وى نهاد، امّا او دست خود را بست. «سعد» گفت: دوست من، واى بر تو! خداى ارزانى دارنده نعمت‏ها كار نیك را اگر چه به اندازه ذره‏اى باشد از ما مى‏پذیرد، امّا تو این گونه رفتار مى‏كنى؟!

پرتوى از سوره مباركه‏

در آیات الهام بخش و روح پرورى كه گذشت به این اصول عقیدتى و تربیتى به منظور انگیزش روح مسئولیت در فرد و جامعه و خانواده در قلمرو اندیشه و گفتار و عمل و روابط انسانى در ابعاد گوناگون توجه داده شده است:

1 - زلزله هراس‏انگیز رستاخیز یا نخستین مرحله رستاخیز

فرارسیدن رستاخیز، كه یكى از نشانه‏هاى آن در آستانه رخ گشودنش زلزله سخت آن و درهم‏نوردیده شدن زمین است. آیه نخست به این اصل توجّه مى‏دهد.

2 - زنده شدن مردگان‏

مرحله دوّم از رستاخیز در این سوره، سر برآوردن و زنده شدن همه مردگان از دل زمین و حضور آنان در صحراى محشر است، كه در آیه‏هاى 2 و 3 به آن توجه داده شده است.

3 - گزارش شگفت‏آور زمین و گواهى آن‏

پس از سر برآوردن انسان‏ها از دل زمین، نوبت به حسابرسى و رویارویى با عملكردها مى‏رسد، و آن‏گاه است كه در دادگاه رستاخیز گواهان متعددى بر عملكرد انسان گواهى مى‏دهند كه یكى از آن گواهان هم زمین است. آیه‏هاى 4 و 5 به این واقعیت توجه مى‏دهد.

4 - دسته‏هاى سعادتمند و تیره بخت‏

پس از حضور در دادگاه رستاخیز و رویارویى با عمل‏كردها، آن‏گاه است كه سرنوشت‏ها روشن مى‏شود. گروهى نیك بخت خواهند بود و به سوى بهشت گام خواهند سپرد، و گروهى به سوى دوزخ تا هر كدام ثمره تلخ و شیرین عملكرد خود را بچشند و بنگرند. آیه 8 - 6 به این حقیقت توجه مى‏دهد.

5 - دقت در حسابرسى و نگاهدارى عملكردها

از نكات درس‏آموز و عبرت‏انگیز دقّت عجیب در حسابرسى و ثبت و ضبط و نگهدارى عملكردها و یا ثمره و نتیجه عملكردهاست كه انسان با ذره ذره كارهاى نیك و یا شرم آور خود رو به رو مى‏گردد.
در آیه‏هاى 8 - 7 این نكته به تابلو رفته است.
بارخدایا! ما را در آن روز سهمگین و مراحل گوناگون آن در سایه مهر و بخشایش وصف‏ناپذیرت پناه ده.




نوع مطلب : یاد مرگ و قیامت، 
برچسب ها : قیامت، قیامه، زلزلت، زلزال، زلزالها،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 تیر 1396 12:27 ق.ظ
We are a gaggle of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your web site provided us with useful info to work on. You have
done an impressive job and our whole community will be grateful to you.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:40 ق.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice while you amend your website, how
can i subscribe for a blog site? The account helped me a acceptable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast offered bright
clear idea
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:34 ب.ظ
Hello to every body, it's my first visit of this website;
this web site contains remarkable and actually
excellent information in support of visitors.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ذوالقرنین
نویسندگان
نظرسنجی
شما این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :