تبلیغات
قران و اهل البیت علیه السلام - امام حسین (ع) و سیره قرآنی
قران و اهل البیت علیه السلام
جمعه 15 دی 1391 :: نویسنده : ذوالقرنین
امام حسین (ع) و سیره قرآنی



عشق به قرآن در دوران کودکی

امام حسین(ع) از دوران کودکی به قرآن عشق فراوانی داشت؛ زیرا آیات فراوانی از قرآن در خانه شان بر رسول خدا(ص) نازل گشت و بدون تردید امام حسین(ع) متأثر از فضای قرآن حاکم برخانواده بود. ایشان از سنین کودکی به قرائت، حفظ و تفسیر قرآن اهمیت زیادی می داد. به چند نمونه از آنها که در تاریخ به ثبت رسیده اشاره می کنیم:

فراگیری سوره توحید

از امام حسین(ع) سؤال شد از رسول خدا چه شنیده ای؟ فرمود: شنیدم که می فرمود: «خداوند کارهای مهم و بزرگ را دوست می دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد.» او «قل هوالله احد و نمازهای پنج گانه را به من آموخت» و شنیدم که می فرمود: «هر که خدا را اطاعت کند، خدا او را بالا می برد و هر که نیت خود را برای خدا خالص کند خدا او را نیکو سازد و بیاراید و هرکه به آنچه نزد خداست اطمینان کند خدا او را بی نیاز کند و هر که بر خدا بزرگی کند خدا او را خوار سازد»1

برای مشاهده ی ادامه ی متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...

امام زین العابدین می فرماید: « در شب عاشورا پدرم یاران خود را جمع کرد و برای آنها خطبه خواند؛ من نیز خدمت ایشان رفتم تا گفتارشان را بشنوم. پدرم به یاران خود می فرمود خدایی را ستایش می کنم به بهترین ستایش هایش و او را سپاس می گوییم در خوشی و ناخوشی. بارخدایا تو را سپاس می گزارم که ما را به نبوت گرامی داشتی و علم قرآن و فقه دین را به ما کرامت فرمودی و گوشی شنوا و چشمی بینا و دلی آگاه به ما عطا کردی. ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده.»

پرسش تأویل برخی از آیات از رسول خدا

اسماعیل بن عبدلله از قول امام حسین(ع) روایت کرده است2هنگامی که آیه «و اولوالارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله، و خویشاوندان در کتاب خدا بعضی مقدم بر بعضی دیگرند» نازل شد، تأویل این آیه شریفه را از پیامبر(ص) سؤال کردم. در پاسخ فرمودند: «سوگند به خدا که منظور پیامبر در این آیه جز شما نمی باشید و اولوالارحام شمائید. پس اگر من از دنیا رفتم پدرت علی از هر کس به جانشینی من شایسته تر است و هرگاه پدرت علی درگذشت، برادرت حسن به جانشینی او سزاوارتر است و هرگاه حسن از دنیا رفت، تو به جانشینی او لایق تری. عرض کردم ای رسول خدا چه کسی پس از من به جانشینی من سزاوارتر است؟ فرمود: فرزندت علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش جعفر، پس فرزندش موسی، پس فرزندش علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش علی، پس فرزندش حسن، پس هرگاه حسن از دنیا رفت، غیبت در نهمین فرزند تو رخ می دهد و این 9 امام از نسل تو هستند خدا به آنها دانش و فهم مرا عطا فرموده و سرشت آنان از سرشت من است.»

شفا گرفتن به برکت سوره حمد

علامه مجلسی می نویسد:

از امیرمؤمنان نقل شده که فرمود: «وقتی امام حسین(ع) بیمار شد مادرش فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) برد و عرض کرد: یا رسول الله! دعا کن خداوند به پسرت شفا عنایت فرماید. رسول خدا(ص) فرمود: دخترم! خداوند متعال همان کسی است که او را به تو هبه کرد و او قادر است که پسرت را شفا دهد. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا محمد! به درستی که خداوند متعال سوره ای را بر شما نازل نکرده مگر این که در آن، حرف «فاء» می باشد و هر فائی از آفت است جز سوره حمد که در آن حرف فاء نیامده است. پس ظرف آبی طلب کن و بر آن چهل مرتبه سوره حمد را بخوان پس آن آب را بر حسین بپاش که خداوند در اثر چنین کاری، به حسین شفا خواهد داد. پیامبر(ص) چنین کرد و امام حسین(ع) عافیت یافت.»3

عشق به آیات قرآن

اگرچه شنیدن تمام آیات قرآن برای امام حسین(ع) لذت بخش بود، اما گاهی شنیدن برخی آیات، آن هم از زبان پدرشان، آن قدر لذت بخش بود که وصف آن را فقط خود ابی عبدالله علیه السلام می دانست و بس.

امام صادق(ع) می فرماید: پدرم برایم نقل فرمودکه علی بن ابیطالب(ع) در حالی که امام حسن و امام حسین در محضر مبارک او بودند، سوره مبارکه «اناانزلناه فی لیله القدر4 »را قرائت کرد. امام حسین(ع) عرض کرد: پدرجان! گویا شنیدن این سوره از دهان مبارک شما، شیرینی ویژه ای دارد!؟ امام علی در پاسخ فرمود:

«ای فرزند رسول خدا و ای فرزندم! من از این سوره خاطره ای دارم که تو از آن خبر نداری؛ چون این سوره نازل شد، جدت پیامبر خدا مرا به حضور طلبید و آن را برای من قرائت کرد، پس دست بر شانه من زد و فرمود: ای برادر و وصی من و ای سرپرست امت من پس از من، و ای ستیزگر با دشمنان من تا روزی که برانگیخته شوند! این سوره پس از من برای توست و پس در شأن فرزندان تو. همانا برادرم جبرئیل رویدادهای امتم را برایم بازگو کرد و او آنها را همانند حوادث نبوت برای تو بازگو می کند. این سوره در قلب تو و اوصیای تو تا هنگام طلوع فجر قائم آل محمد(ع) نوری درخشان دارد.5

علامه مجلسی از انس نقل می کند: نزد امام حسین بودم که یکی از کنیزان آن حضرت در حالی که شاخه گلی در دستش بود، وارد شد و آن را به امام تقدیم کرد. امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی. عرض کردم: او را در برابر یک شاخه گل بی ارزش و کم بها آزاد می کنی؟حضرت فرمود: خداوند ما را چنین تربیت کرده که می فرماید: «و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها» 6 و آزادگی او بهتر است از آنچه که او آورده بود.

عشق به تلاوت قرآن کریم

همان گونه که گفتیم امام حسین(ع) از دوران کودکی به این کتاب آسمانی علاقه شدیدی داشت و همواره در تمام زندگی اش از قرآن سخن می گفت و لحظه ای از آن جدا نبود؛ حتی در آن روزهایی که برای دفاع از قرآن و اسلام آماده جنگ با دشمنان اسلام بود.

امام(ع) چه در مدینه و چه در مکه و در راه عزیمت از مکه به کربلا و در کربلا، در مقاطع مختلف، از قرآن سخن به میان می آورد و با ابراز عشق به آن، میزان علاقه خود را به حاضران و آیندگان نشان می داد که به چند مورد از آنها اشاره می کنیم:

قرائت قرآن در بیابان سوزان

ابن عساکر از شخصی که با امام حسین(ع) گفت وگو داشته نقل کرده است: در منزل ثعلبیه چشمم به چادرهایی افتاد که در بیابان برپا شده بود. پرسیدم این چادرها از آن کیست؟ گفتند: امام حسین(ع) پس به نزد او آمدم؛ او مشغول تلاوت قرآن بود و اشک از چشمانش بر گونه ها و محاسنش سرازیر بود. عرض کردم فدایت ای فرزند رسول خدا! برای چه به این جا آمدی؟ در این بیابان که هیچ کس در آن یافت نمی شود، چه می کنی؟ فرمود: «این نامه های اهل کوفه است که به من نوشته اند و نمی بینم مگر آن که همان ها قاتل من هستند. پس هیچ حرمتی برای خدا نبوده، مگر آن که دریده باشند و خداوند در برابر این همه بی حرمتی از آنها کسی را بر آنان مسلط خواهد کرد که خوار و ذلیلشان کند7

مهلت خواستن امام در عصر عاشورا

تمام مورخان اسلامی ذکر کرده اند که در عصر عاشورا، عمربن سعد با دریافت پیام و دستور جدید از عبیدالله بن زیاد، به محل استقرار امام و یاران باوفایش نزدیک شد، چون امام از هدف او آگاه شد، به برادر خود قمربنی هاشم فرمود: اگر می توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیاندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می داند که من به خاطر او، نماز و تلاوت کتاب او را دوست دارم8

و با این بیان، حضرت یک شب را مهلت گرفت و بار دیگر اوج عشق و علاقه خود را به قرآن نشان داد.

در چادرهای حسینی چه گذشت

در شب عاشورا در میان خیمه های یاران امام، جنب و جوش فوق العاده ای به چشم می خورد. برخی سلاح خود را برای جنگ آماده می ساختند؛ عده ای مشغول عبادت و مناجات و راز و نیاز با پروردگار بودند و بعضی هم با قرآن انس گرفته بودند.

از ضحاک بن عبدالله مشرقی نقل شده است که در شب عاشورا، هرچند لحظه یک بار، گروهی سوارکار از لشکریان عمرسعد به عنوان مأموریت و نظارت به پشت خیمه های حسین بن علی(ع) می آمدند و به وضع این خیمه نشینان سر می کشیدند. یکی از آنها صدای امام را که این آیه شریفه را می خواند، شناخت: «آنان که کفر ورزیدند، گمان برند مهلتی که به آنان می دهیم به نفع آنهاست؛ بلکه به آنان مهلت می دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و برای آنان عذابی است ذلت بار»9

خداوند مؤمنان را بر این وضعی که هستند واگذار نخواهد کرد تا بد را از نیک و ناپاک را از پاک جدا سازد.10

تشویق معلم قرآن

امام به خاطر علاقه شدیدی که به قرآن داشت، به معلمان قرآن بسیار ابراز علاقه می کرد و در موردی، یک معلم قرآن را آن قدر تشویق کرد که مورد اعتراض دیگران قرار گرفت.

ابن شهر آشوب روایت می کند که عبدالرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین(ع) سوره حمد را آموزش داد. وقتی فرزند امام آن را نزد پدر خواند، امام حسین(ع) به آن آموزگار هزار دینار و لباس عطا کرد و دهان او را پر از جواهرات کرد!. به حضرت اعتراض کردند که آموزش یک سوره این همه عطا و تشویق لازم نداشت. امام در پاسخ فرمود: «این عطا و بخشش چگونه می تواند با تعلیمی که او می دهد برابری کند؟!11

قرآن در سیره امام حسین(ع)

زندگی امام بزرگ ترین و بهترین نشانه تجلی آیات قرآن کریم است؛ چرا که قرآن همراه آنها و آنان همراه با قرآن بودند و هرگز جدایی بین قرآن و عترت، قابل تصور نیست. این حقیقت زمانی که به نشانه های آن توجه کنیم، جایگاه خود را می یابد:

امام حسین(ع) در کنار سفره بینوایان

عیاشی در تفسیر خود از مسعده روایت کرده که روزی امام(ع) از کنار فقرا می گذشت. آنان که سفره خود را پهن کرده و تکه های نان خشک را در آن قرار داده بودند، از امام خواستند تا با آنان هم غذا شود. حضرت به درخواست آنها پاسخ مثبت داد و در کنار آنها نشست و با آنان هم غذا شد و این آیه را تلاوت کرد: «ان الله لا یحب المتکبرین»12 پس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم شما نیز به دعوت من پاسخ گویید. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! چنین می کنیم. پس همراه امام(ع) به سوی منزل روانه شدند. حضرت به کنیز خود فرمود: هر چه در منزل گذاشته ای برای ما بیاورید.13

پی نوشت ها:

1. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) ص31

2. کفایه الاثر ص175

3. بحارالانوار ج92 ص261

4. قدر / 1

5. فرهنگ جامع امام حسین(ع) ص637

6. نساء/86

7. قصه کربلا ص 243

8. ارشاد مفید ص214

9. آل عمران/ 178

10. همان/ 179

11. بحارالانوار ج44 ص189

12. نساء/89

13. بحارالانوار ج44 ص195

...............





نوع مطلب : امام و قران، 
برچسب ها : امام حسین، سیره ی قرانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مهر 1396 09:30 ق.ظ
Stunning quest there. What happened after? Take care!
شنبه 18 شهریور 1396 02:36 ق.ظ
I do not know whether it's just me or if perhaps everyone else encountering problems with your
website. It appears as though some of the written text on your content are
running off the screen. Can somebody else please provide feedback and
let me know if this is happening to them too? This could be a issue
with my web browser because I've had this happen previously.
Appreciate it
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:07 ب.ظ
Simply want to say your article is as astonishing.
The clarity in your post is simply excellent and i
could assume you're an expert on this subject. Well with your
permission let me to grab your feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the rewarding work.
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:39 ق.ظ
I love what you guys are usually up too. This sort of clever work and reporting!

Keep up the very good works guys I've added you guys to our blogroll.
یکشنبه 4 تیر 1396 09:40 ب.ظ
Hello very cool website!! Guy .. Beautiful .. Amazing ..
I will bookmark your web site and take the feeds
additionally? I'm happy to search out numerous helpful information here
in the publish, we'd like develop extra strategies in this regard, thanks for sharing.

. . . . .
سه شنبه 2 خرداد 1396 12:05 ب.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd definitely donate to this superb blog!
I guess for now i'll settle for bookmarking
and adding your RSS feed to my Google account.

I look forward to new updates and will talk about this site with my
Facebook group. Talk soon!
جمعه 8 اردیبهشت 1396 03:42 ب.ظ
Amazing blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A design like yours with a few simple tweeks would really make my blog jump out.
Please let me know where you got your design. Thank you
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:02 ب.ظ
Thanks for the auspicious writeup. It in truth was a leisure account it.

Glance advanced to far introduced agreeable from you!
By the way, how can we communicate?
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:52 ق.ظ
Today, I went to the beach with my children. I found a
sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said
"You can hear the ocean if you put this to your ear."
She placed the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and
it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
شنبه 19 فروردین 1396 03:04 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you've put in writing this site.

I'm hoping to check out the same high-grade content from you later on as well.
In truth, your creative writing abilities has inspired me to get my very own website now ;)
سه شنبه 15 فروردین 1396 07:07 ق.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some advice from an established blog.
Is it very hard to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to start.
Do you have any tips or suggestions? Many thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ذوالقرنین
نویسندگان
نظرسنجی
شما این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :